گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۲

 

جهد بکن تا که به جایی رسیدرد بکش، تا به دوایی رسی
بر سر آن کوچه بسی برگهاستخیز و برو، تا به نوایی رسی
پیرهنی چاک نکردی به عشقکی ز بر او به قبایی رسی؟
تا نشوی فارغ و یکتا، کجااز سر آن زلف بتایی رسی؟
بس که به بوسی تو زمینش ز دورتا که به بوسیدن پایی رسی
گر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی