گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۶

 

قلت له مصیحا یا ملک‌المشرقاقسم بالخالق مثلک لم یخلق
قدرک لایعرف وعدک لا یخلفنائلک الاشرف بالک لم یغلق
جسمی کالخردله احرقه ذاالولهخلد فی الزلزله من یک لم یخفق
صرت انا لا انا غیرک عندی فناضدک یا ذاالغنا مختدع احمق
هیج کس ای جان من، جان سخن دان مننور رخ شد ندید، تا نکند بیدقی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی