گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۹

 

ای دل سودازده عاشق تنها مباش
با خود اگر می‌روی همره سودا مباش
همره سودا و تو شرط عظیم است نی
پس تو حجاب خودی پس تو در اصلا مباش
مقصد باقی طلب راه رو و دم مزن
هیچ توقّف مکن منتظر ما مباش
کاهلی و غافلی هر دو حجاب ره‌اند
کار خود امروز کن سخرهٔ فردا مباش
آفت راه تو چیست رای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری