گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۹

 

یار مرا عارض و عذار نه این بودباغ مرا نخل و برگ و بار نه این بود
عهدشکن گشته‌اند خاصه و عامهقاعده اهل این دیار نه این بود
روح در این غار غوره وار ترش چیستپرورش و عهد یار غار نه این بود
سیل غم بی‌شمار بار و خرم بردطمع من از یار بردبار نه این بود
از جهت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی