گنجور

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹

 

من به وفا مردم و رقیب به در زد

نیمه لبش انگبین و نیمه تبر زد

در نمکش بین و اعتماد نفوذش

گر به می افگند هم به زخم جگر زد

کیست درین خانه کز خطوط شعاعی

[...]

غالب دهلوی
 

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۱

 

چیست به لب خنده از عتاب شکستن

رونق پروین ز آفتاب شکستن

گر نه ورق راست ز انتخاب شکستن

چیست به رخ طرف آن نقاب شکستن

غازه بر آن روی تابناک فزودن

[...]

غالب دهلوی
 

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۴

 

گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟

من که نیم گر نبودی چه غمستی؟

زنگ زدودن نبرد ز آینه کلفت

گر همه صورت زدودمی چه غمستی؟

گر غم دل بودمی که تا دم مردن

[...]

غالب دهلوی