گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۸

 

شب قدرست و روز عید زلف و روی این ترکاننمی‌باشد دل ما را شکیب از روی این ترکان
به چشم روزه‌داران از کنار بام هر شامیهلال عید را ماند خم ابروی این ترکان
پلنگان را چو آهو گیرد از روباه بازیهادو چشم مست صید انداز بی‌آهوی این ترکان
چو میخ خیمه گر خصمان بکوبندم به خواری سرنخواهم خیمه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی