گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۷

 

تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدمکسی دیگر نبیند اندر آنرو، آنکه من دیدم
نه امکان آنچه من دیدم که در تقریر کس گنجدستم چندان که من بردم، بلا چندانکه من دیدم
مگو از جنت و رضوان حکایت بیش ازین با منکه حیرانست صد جنت در آن رضوان که من دیدم
چو جویم میوهٔ وصلی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی