گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۳

 

تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردمچو در چرخم درآوردی به گردت زان همی‌گردم
چو باغ وصل خوش بویم چو آب صاف در جویمچو احسان است هر سویم در این احسان همی‌گردم
مرا افتاد کار خوش زهی کار و شکار خوشچو باد نوبهار خوش در این بستان همی‌گردم
چه جای باغ و بستانش که نفروشم به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی