گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳

 

تب دوشین در آن بت چون اثر کردمرا فرمود و هم در شب خبر کرد
برفتم دست و لب خایان که یاربچه تب بود اینکه در جانان اثر کرد
بدیدم زرد رویش گرم و لرزانچو خورشیدی که زی مغرب سفر کرد
بفرمودم که حاضر گشت فصادبرای فصد، قصد نیشتر کرد
بهر نیشی که بر قیفال او زدمرا صد نیش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۳۵

 

نگار من چو اندر من نظر کردهمه احوال من بر من دگر کرد
به پرسش درد جانم را دوا دادبه خنده زهر عیشم را شکر کرد
ز راه دیده ناگه در درونمدرآمد نور و ظلمت را به در کرد
به شب چون خانه گشتم روشن از شمعکه چون خورشیدم از روزن نظر کرد
زهر وصفی که بود او را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۸

 

نگار من چو اندر من نظر کرد
همه احوال من بر من دگر کرد
بپرسش درد جانم را دوا داد
بخنده زهر عیشم را شکر کرد
ز راه دید ناگه در درونم
درآمد نور و ظلمت را بدر کرد
بشب چون خانه گشتم روشن از شمع
که چون خورشیدم از روزن نظر کرد
ز هر وصفی که بود او را و اسمی
بقدر حال […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » جدائی شوق را روشن بصر کرد

 

جدائی شوق را روشن بصر کرد

جدائی شوق را جوینده تر کرد

نمی دانم که احوال تو چون است

مرا اینب و گل از من خبر کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بهر دل عشق رنگ تازه بر کرد

 

بهر دل عشق رنگ تازه بر کرد

گهی با سنگ گه با شیشه سر کرد

ترا از خود ربود و چشم تر داد

مرا با خویشتن نزدیک تر کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » مرا ذوق سخن خون در جگر کرد

 

مرا ذوق سخن خون در جگر کرد

غبار راه را مشت شرر کرد

به گفتار محبت لب گشودم

بیان این راز را پوشیده تر کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴۷

 

ره عشق است باید زان حذر کرد
به اول گام باید ترک سر کرد
نه راه هرکس است این راه، فایز
خوشا آن شیردل کاو این سفر کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز