گنجور

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرون

 

به چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگش

زهی خُفتنگَهِ نرمش، زهی خارِشگَهِ تَنگش

صفاتِ کونِ آن کودک چه گویمْ خود؟ که آن کودک

همه کون است و کون و کون، ز پایش تا شِتالَنگش

ندانم تا چه خواهد شد به سالِ بیست، کاندر دَه

[...]

۴ بیت
سوزنی سمرقندی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۸

 

شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش

رسد از غایت تیزی به‌گوش زهره آهنگش

چو بشنودم سماع او، نگردد کم نخواهد شد

ز چشمم ژاله اشک و ز گوشم ناله چنگش

چگونه گلستان گوید کسی آن دلستانی را

[...]

۷ بیت
سیف فرغانی
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴۲

 

گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش

ز رنگ آفتابی، آفتابی می شود رنگش

نمی دانم قماش دست سیمینش، همین دانم

که کار مومیایی می کند باشیشه ام سنگش

نمی آید برون از خانه از شرم تماشایی

[...]

۷ بیت
صائب
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۱

 

به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگش

در آتش ریختم نامی که آبم می‌کند ننگش

به مضمون جهان اعتبارم خنده می‌آید

چها این کوه درخون غوطه زد تا بسته شد سنگش

به شوخی بر نمی‌آمد دماغ ناز یکتایی

[...]

۱۲ بیت
بیدل دهلوی
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۰

 

بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش

فلک بر چشم سازد سرمه خاک لعل شبرنگش

ز هجرانش به تلخی جان شیرین می‌کنم لیکن

چو فرهادم درین کوهسار و کی اندیشم از سنگش؟!

من از فکر میانش کی برون آیم سر مویی؟!

[...]

۹ بیت
طغرل احراری