گنجور

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲

 

برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی

ترا گفتم که ترک مدعی کن ترک من کردی

سرای غیر را عشرتسرا کردی به وصل خود

مرا از فرقت خود ساکن بیت الحزن کردی

مرا پروانه سان آتش زدی در جان و آن رخ را

[...]

رفیق اصفهانی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴۴

 

چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی

گرفتی خو بآن بیداد خو و ترک من کردی

بکام دیگران شد لعل شیرین شکر بارش

عبث تو کوهها کندی و خود را کوهکن کردی

بجز غوغای زاغ و غارت گلچین نمی بینم

[...]

آشفتهٔ شیرازی