نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۷
جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
الا ای آب جو بهراس از این دریا و طوفانش
مجو شیر ای پسر زینهار از این نامهربان مادر
که خون شوهران است اینکه میبینی نه پستانش
ندارد جز دونان بر سفرۀ این نانکور مهمانکش
[...]
نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۸
دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
جهان مصر بلاخیز و خرد یعقوب نالانش
عروس چرخ مینایی به صد کید زلیخایی
کشد هر دم ز رعنایی به سویی طرف دامانش
الا ای باد روحانی ببر زین ماه زندانی
[...]
نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۵۳ - در ستایش ایوان مبارک حضرت ابی عبدالله
تعالی الله از اینکاخ فلک فرساد بیناش
که سر بر اوج او ادنی زند قوسین ایوانش
سلیمان گوبیا صرح ممرد بین که از هر سو
بجای دیو و دد صف بسته فوج حور و غلمانش
عیان از شمسئه کاخ منور نور لاهوتش
[...]
جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۶ - درحیرت از حوادث کون و فساد و مدح محبوب خالق اکبر موسی بن جعفر (ع)
خرد طبل تحیّر زن شبی خواندم به میدانش
که واجب چیست مقصد زین تغیّر زای امکانش
گشاید دست چون ابلیس دزدی خود به ملک دل
پس آنگه گوید آگه باش و سر برزن زد ستانش
اگر گویی که بزم امتحان است این جهان ما را
[...]
جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۹ - وله
جهان فهرست ایجاد و سطور امصار ایرانش
شهنشه نام یزدان مدح مجدالملک عنوانش
ازین نام خوش یزدان و زین فرخندهفر عنوان
همی طوبی لک ای ایران رسد از باغ رضوانش
الا ای ترک نسرینرخ، گلاندام و شکرپاسخ
[...]
افسر کرمانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۹ - کلام الله ناطق
جهان شوخی است دستان ساز و دلها گرم دستانش
یکی زی خویشتن باز آی و بستان دل ز دستانش
مشو مفتون دلداری که آفت زاست دیدارش
مجو پیوند معشوقی که رنج افزاست پیمانش
اگر آسایشت باید، مبر اندر پیش زحمت
[...]
صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۲۵ - در مدح قمر بنیهاشم حضرت عباس(ع)
جهان را دایه دان و خلایق جمله طفلانش
که جای شیر باشد دائماً پر زهر پستانش
خوش آید دامن و آغوش مادر طفل را لیکن
مکن جا اندر آغوش و ز کف بگذارد دامانش
نهد چون بر لبت لبت را جهان از بهر بوسید
[...]
صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲۶ - واقعه زمین کربلا
فدای همت مردانه انصار و یارانش
فدای عهد پیمان تمام جان نثارانش
که تا روز جزا دارند سر در خط فرمانش
همیشه سر به کف از بهر پاس صحه ایوانش
صفای اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح قطب الهدایه و محیط الولایه احمد مرسل
مرا دل عرش یزدانست و من اجری خور خوانش
خوشا اجری خوری کارند خوان از عرش یزدانش
بدان خوان نان ایقانست و آب چشمه حیوان
چو مرد از خودپرستی رست این آبست و آن نانش
نه بل باشد دل آن دریای بی پایاب پهناور
[...]
ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۱۰ - مطایبه
دریغ آن ناصرالدین شاه و استبداد دورانش
عزیز حضرت سلطان امین بزم خاقانش
ز فراشان قرمزپوش و دژخیمان بدهیبت
چماق شاطر و چوب قرقچی در بیابانش
گهی در دشت دوشان تپه گه در مشکوی مشکین
[...]
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۱
دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
نگه خورشید خرمن میکند از روی تابانش
چسان آیم به عرض جوهر فرد دهان او
که حکمتها بود پوشیده در تفریق امکانش!
اگرچه چشم من روشن شد از خاک رهش لیکن
[...]
میرزاده عشقی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۱۰ - زندانی شدن شاعر
خوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانش
خوشا شب های شمرانش و خوشا بزم مقیمانش
شب اندر صحن «زرکنده » مه است آنقدر آکنده
که گردون است شرمنده، ز یکتا ماه تابانش
نگاران خود آراسته، به هر یک لحظه یک دسته
[...]
