گنجور

 
۱
۲
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۸

 

مگر کرده ایت پیدا خوی طفل اشکبار من

که تا نگریستم هرگز نیاید در کنار من

به یاد شمع رویش پیکرم گر این چنین کاهد

شود خاکستر پروانه صد ره جامه‌دار من

ازین شادی که گرمی می‌کند با او تب شوقت

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری
 

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۳

 

ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من

کنار من پر از خون شد چو رفتی از کنار من

ندارد جز بر وصل و نیارد جز بر حرمان

نهال آرزوی غیر و نخل انتظار من

قد سرو و عذار گل چه خوش بودی اگر بودی

[...]

۸ بیت
رفیق اصفهانی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۱۸ - سرو خونین

 

ز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من

نظر کن تو به حال زار و چشم اشکبار من

تو تا رفتی به میدان، جان شیرینم برفت از تن

سیه شد بی رخ چون آفتابت روزگار من

ز طفلی پرورش دادم تو را تا آنکه در پیری

[...]

۱۲ بیت
ترکی شیرازی
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۲

 

سواد سرمه شام است در چشم نگار من

به جز ظلمت دگر چیزی نبیند روزگار من

ازآن سرگشته‌ام در وادی عشق پری‌رویی

که باشد مرکز پرگار حسرت اختیار من

نباشد حاصل عمرم به جز داغ جدایی‌ها

[...]

۸ بیت
طغرل احراری
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۴