×
اشراق بیرجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰
خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار میبستم
برهمنوار از زلف صنم زنار میبستم
ضمیرم آفتاب محفلافروز جهان میشد
چو در آیینهٔ دل نقش روی یار میبستم
ز نوک هر مژه دریای خونی موجزن میشد
[...]
۷ بیت
اشراق بیرجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴
ز آب عارضت گلزارها از آب و رنگ افتد
چو لعل دلفریبت کی دهان غنچه تنگ افتد
فرنگی زاده ای زیبانگاری شعله رخساری
چه آتش پاره ای هستی که آتش در فرنگ افتد
جهانی را کند یغما صف مژگان خون ریزش
[...]
۷ بیت
