هلالی جغتایی » صفات العاشقین » بخش ۴۱ - حکایت آن دو عاشق که یکی بسبب کم گفتن مقبول طبع معشوق شد و دیگری بسبب بسیار گفتن مردود معشوق گشت
بر احوال غریبان چون نظر کرد
غم آن بیدلان بر وی اثر کرد
وحشی بافقی » ناظر و منظور » لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای
چو بر حیرانی ناظر نظر کرد
به دل شهزاده را چیزی اثر کرد
وحشی بافقی » ناظر و منظور » رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال
دم صبحی که خیل روم سر کرد
سپاه زنگ را زیر و زبر کرد
وحشی بافقی » ناظر و منظور » نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن
به گلشن لشکر بهمن گذر کرد
درخت سبز کار زال زر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد
زبان بیزبانی را ز سر کرد
به گوش جان دلش بشنید و بر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو
ز لعلش کاروان قند سر کرد
به همزادان خود لب پر شکر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد
مه کارآگهان را ناز سر کرد
ز کنج چشم انداز نظر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۱ - در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین
محبت تیر خود را کارگر کرد
به فرهاد آنچه کرد آن یک نظر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور
تو گویی از دلی آهی اثر کرد
که شیرین را چنین خونین جگر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران
یکی را توتی شهد و شکر کرد
یکی را قوت دل خون جگر کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون
بت ساقی قدح از باده پر کرد
هلال جام را از می چو خور کرد
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق
دهانش را ز نقل بوسه پر کرد
ز مژگان هم کنارش پر ز دُر کرد
کلیم » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳ - تعریف اکبرآباد و باغ جهان آرا
عماراتش سر از افلاک بر کرد
زمین یکسر سوی بالا سفر کرد
کلیم » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳ - تعریف اکبرآباد و باغ جهان آرا
بسنگش صحبت آتش اثر کرد
که چون آتش سوی بالا سفر کرد
کلیم » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۲ - در وصف قصر پادشاهی
نظر تا سوی این ایوان گذر کرد
زطاق آسمان قطع نظر کرد
کلیم » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۶ - درتعریف کشمیر
ره توصیف آن را هر که سر کرد
سخن دیگر نیارد مختصر کرد
کلیم » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشست
ره عصیان شاهنشاه سر کرد
خس آمد شعله را از خود بتر کرد
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۶ - وصف و ذم فرس
برای من زمانه جهد پر کرد
که مرغی این چنین را دانه خور کرد
قدسی مشهدی » مثنویها » شمارهٔ ۱ - دیباچه جلالای طباطبایی بر مثنویاتی که کلیم و قدسی در تعریف کشمیر سرودهاند
ز لطفش قطره را در بحر در کرد
محیط آز را پیمانه پر کرد
قدسی مشهدی » مثنویها » شمارهٔ ۱۷ - تعریف ورود شاهجهان به کشمیر
صبا رفت و گلستان را خبر کرد
که اینک نوبهاری تازه سر کرد
