×
۱
۲
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد
خدایا داد من بستان ز جانش
تهی کن زو سرای و خان و مانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۷ - سپردن موبد ویس را به دایه و آمدن رامین در باغ
گسسته بند کستی بر میانش
چو شلوارش دریده بر دو رانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۸ - آگاهى یافتن موبد از رامین و رفتن او در باغ
گرفت آنگه کمندین گیسوانش
کشید آن اژدهای جان ستانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۷ - رسیدن پیگ رامین به مرو شاهجان و آگاه شدن ویس از آن
دل از من رفت اگر یابم نشانش
دهم این خسته جان را مژدگانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۰ - نامه نوشتن ویس به رامین و دیدار خواستن
دبیر از جادوی چون دیدگانش
سخن چون دُر و شکر در دهانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۵ - رسیدن آذین از ویش به رامین
چو لختی هوش باز آمد به جانش
صدف شد دُرّ دندان را دهانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۸۰ - پاسخ دادن ویس رامین را
به رنگ زعفران کردی رخانش
بسان نیل کردی ناخنانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۸۳ - پاسخ دادن ویس رامین را
جفا بر دل زند خشت گرانش
بماند جاودان بر دل نشانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۸۵ - پاسخ دادن ویس رامین را
که فرمودت که پیش دشمنانش
ز پیش خویش همچون سگ برانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۴ - نامه نوشتن ویس به پیش رامین
برآمد دود بی صبری ز جانش
ببارید آب حسرت بر رخانش
۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۲ - نشاندن رامین پسر خود را به پادشاهى و مجاور شدن به آتشغاه تا روز مرگ
درود کردگار ما و غفرانْش
ابر پیغمبر و یاران و خویشانْش
۱ بیت
۱
۲
تعداد کل نتایج: ۳۱
