×
عطار » خسرونامه » بخش ۱۵ - آغاز داستان
به شهر خود برم این دلستان را
چو جانست او بکوشم سخت جان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۱۵ - آغاز داستان
شنودی قصّهٔ حلوا و نان را
به سست این زلّه کن این را و آن را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۱۹ - گفتار در رخصت دادن دایه گلرخ را در عشق هرمز و حیله ساختن
مبر بر سر بتنهایی جهان را
که دلگیرست تنهایی جوان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۲۱ - دگر بار رفتن دایه پیش هرمز
ز عشقست این همه رونق جهان را
ز عشقست اتصالی جسم و جان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب
ندانستند از اوّل این جهان را
که آخر چه درآید از پس آنرا
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل
گرفته یک گُرُه گرز گران را
گشاده دست و بر بسته میان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۲۶ - طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی
نمودی دستبردی عقل و جان را
به سر پایی درآورده جهان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۳۳ - دفن کردن گل دایه را و رفتن با خسرو به روم
اگر بگذاشتی هر یک عنانرا
بیک تک در نوردیدی جهان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه
مکن بد نام خاتون جهان را
ترا به گر نگهداری زبان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گل
بخون خویشتن بندم میان را
ز ننگ خود بپردازم جهان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۶۵ - رزم خسرو با شاپور
بجان بندد جهان پیشت میان را
اگر جانی دهی خلق جهان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۶۸ - از سر گرفتن قصّه
گهی املا کنی اسرار جان را
گهی انها کنی راز نهان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسرو
بگفت این و بسر برد این جهان را
بصد زاری بجانان داد جان را
۱ بیت
عطار » خسرونامه » بخش ۷۰ - در وفات قیصر و پادشاهی جهانگیر
بخواند آنگه جهانگیر جهان را
بتخت خویش بنشاند آن جوانرا
۱ بیت
تعداد کل نتایج: ۹۳
