عطار » خسرونامه » بخش ۷۰ - در وفات قیصر و پادشاهی جهانگیر
ز بهر نیم جو زرکان حرامست
ز صد جان باز جویی تا کدامست
عطار » خسرونامه » بخش ۷۱ - در خاتمت کتاب گوید
ز مشتی خاک انگشتی تمامست
منه انگشت بر دیگر که خامست
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۴۴ - در افعال شیطان و سخن گفتن ومکر او فرماید
مخور گندم بدان کین سرّ تمامست
مرا سرّ با خواص آمد نه عامست
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۴۷ - در سؤال کردن پیر از ابلیس در پاکی در لعنت و نافرمانی کردن فرماید
همه کار جهان از تو نظامست
که بود تو ز عشق کل تمامست
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۴۸ - در جواب دادن ابلیس در اعیان فرماید
چو عین بحر رحمت خاص و عامست
از آنجا قطرهٔ ما را تمامست
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۶ - در خطاب هاتف غیب پاکباز را و درد او را استماله کردن و دلخوشی فرماید
که کار تو ز یک بینی تمامست
ولیکن دان دلت با ننگ ونامست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶
تو را در دلبری دستی تمامست
مرا در بیدلی درد و سقامست
بجز با روی خوبت عشقبازی
حرامست و حرامست و حرامست
همه فانی و خوان وحدت تو
[...]
مولانا » دیوان شمس » مستدرکات » تکه ۲
خدا بخشید آنچ اسباب کامست
تو گفتی «چیست این؟» خود داد عامست
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان
بگفتش مذهب خوبان کدامست
بگفتا کش فریب و عشوه نامست
اوحدی » منطقالعشاق » بخش ۵۶ - نامهٔ هشتم از زبان معشوق به عاشق
بداند، هر کرا داننده نامست
که باد آورده را بادی تمامست
ابن یمین » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ١ - کارنامه
جهان فضل فضل الله نامست
بحق اهل حقایق را امامست
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۱۱ - شکایت از پیری
به پیری عادت و رسم مدامست
طلب کردن ولی آن هم حرامست
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۰
تو آن شاهی که سلطانت غلامست
زشاهان جز ترا خدمت حرامست
تو داری ملک وبر سلطان خراجست
توداری حسن وز خورشید نامست
بپیش آفتاب روی تو ماه
[...]
عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق
که این مسکین سودائی کدامست
کز این دردسرش سودای خامست
جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱
دل من در سر زلفت به دامست
به عشقت خواب در چشمم حرامست
هوای زلف تو پختم خرد گفت
که این اندیشه از سودای خامست
کسی کاو بر رخ خوبت نگارا
[...]
