عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۵۳ - در صفت ره یافتن و می عشق خوردن و جانان دیدن به تحقیق گوید
مئی کان عاشقان لاابالش
کشیدند آنگهی عین وصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۵۵ - در پیدا آوردن حوّا از پهلوی چپ آدم در نمودار سیر کل فرماید
ولی آدم چنان بُد در جلالش
که اینجا مینمود از دل خیالش
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶۸ - سؤال کردن امیرالمؤمنین و امام المتّقین اسداللّه الغالب علی ابن ابی طالب علیه السّلام و جواب دادن نی در اسرارها فرماید
که او اینجا چه میگوید زنالش
ز درد عشق بنماید جمالش
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶۸ - سؤال کردن امیرالمؤمنین و امام المتّقین اسداللّه الغالب علی ابن ابی طالب علیه السّلام و جواب دادن نی در اسرارها فرماید
عیان بینی جمال اندر جلالش
رسی بیجان و دل اندر وصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۷۳ - در بیرون کردن جبرئیل علیه السلام حضرت آدم صفی را از بهشت ونصیحت کردن جبرئیل اورا فرماید
ترا بنمود از خود در جلالش
عیان چون تو ببردی در وصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۴ - در سؤال کردن مرید از حضرت شیخ که شیطان مرا زحمت میدهد و جواب دادن شیخ مرید را فرماید
بیابی دُرّ معنی وصالش
ببخشد ناگهت اندر کمالش
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۳ - سؤال کردن یکی از حسین منصور در دریافتن اسرار کلّ و جواب دادن او مسائل را
قضا را راه حج بُد کین سؤالش
که کرد آنجایگه او از کمالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم
اگر اینجایگه بینی کمالش
شوی هر لحظهٔ در اتّصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید
دهد آن جام و بنماید جمالش
بتابد آن زمان نور جلالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید
بعزّت یافت اینجاگه کمالش
که بنمود او ز اظهار جلالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند
حقیقت جام سرّ لایزالش
مر او را داده بُد حق دروصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
ز صبرت باز بنماید جمالش
به صبرت میبیابی کل وصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
چنان باش اندر آن و در وصالش
که راحت یابی از عین وبالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
چنان تسلیم کن جان در جلالش
که یابی در نمود جان وصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
بقدر خود تو ره بردی جلالش
که تا بوئی بیابی ازوصالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
یقین چون آب در عین وصالش
شده آیینهٔ جان در جمالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
فنا شو خاک و او را ده وصالش
چو خود اندر تجلّی جلالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
ولی زابست اینجاگه جمالش
که اعیان آمد از نور جلالش
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۴ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
حقیقت آینه دانم جمالش
همی یابم در او عکس خیالش
