گنجور

 
۱
…
۶
۷
۸
۹
۱۰
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷

 

قرار زندگانی آن نگارست

کز او آن بی‌قراری برقرارست

مرا سودای تو دامن گرفته‌ست

که این سودا نه آن سودای پارست

منم سوزان در آتش‌های نو نو

[...]

۷ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷

 

چو آن کان کرم ما را شکارست

به هر دم هدیه ما را ده هزارست

که ما را نردبان زرین و سیمین

نهد چون قصد ما بر بام یارست

بلادری‌ست در عالم نهانی

[...]

۵ بیت
مولانا
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۹

 

گر از دل باز گویم بیقرار است

وگر از دیده خونش در کنارست

اگر عقل است سودای دماغ است

وگر خاطر پریشان روزگارست

نه روزم جز قلم کس همزبان است

[...]

۷ بیت
حکیم نزاری
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸

 

مرا داغ تو بر جان یادگارست

فدایش باد جان چون داغ یارست

اگر جان می رود گو، رو، غمی نیست

تو باقی مان که ما را با تو کارست

به صف عاشقان میرم که گویند

[...]

۹ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

اوحدی مراغه‌ای » منطق‌العشاق » بخش ۴۲ - نامه ششم از زبان معشوق به عاشق

 

ترا با روی و زلف من چه کارست؟

که این چون گنج شد یا آن چو مارست؟

۱ بیت
اوحدی مراغه‌ای
 

ابن یمین » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ١ - کارنامه

 

در اول پایه صدری نامدارست

که گیتی را بذاتش افتخارست

۱ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ٨ - در پند و اندرز

 

هر که در محنتی گرفتارست

صبر او را نکوترین کارست

۱ بیت
ابن یمین
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۷ - غزل

 

یکی می‌گفت این سودای یارست

دگر می‌گفت این رنج خمارست

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲۶ - روان شدن جمشید از ولایت پریان بسوی روم

 

دهانست آنکه می‌بینی نه غارست

نفس دان آنچه پنداری بخارست

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۱ - نصیحت مهراب به جمشید

 

ترا با حلقه زلفش چه کارست؟

سر زلفش حقیقت دم مارست

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۰۸ - تدبیر جمشید و خورشید برای عزیمت به چین

 

ملک گفتا: «مرا با چین چه کارست؟

نگارستان چین کوی نگارست

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

دل سختت به سندان سخت بارست

دهانت را میان بس راز دارست

به آن خاک قدم جان همنشین است

به آن چاه ذقن دل یار غارست

ز بار جور و بار غم نترسم

[...]

۷ بیت
کمال خجندی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۵

 

جهانی سر به سر چون نوبهارست

به باغستان جان گلها به بارست

زمین همچون زمرّد سبز گشته

همه صحرا ز گل نقش و نگارست

همه بستان پر از گلهای رنگین

[...]

۷ بیت
جهان ملک خاتون
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۶

 

شراب هجر تو بسیار خوردم

هنوز از مستیم در سر خمارست

به وصلم یک زمان بنواز یارا

که ما را با غم عشق تو کارست

مکن زین بیش بر من جور و خواری

[...]

۵ بیت
جهان ملک خاتون
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۷

 

چو زلف تو جهان بس بی قرارست

نپنداری که با کس پایدارست

دو زلف سرکش رعنات با ما

چرا آشفته همچون روزگارست

نیفتاده‌ست در دست کسی شاد

[...]

۷ بیت
جهان ملک خاتون
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۶

 

اگر در مغز، اگر در پوست یارست

بهرجایی که هست آن یار غارست

ترا، گر روی دل با روی حق نیست

بهر رو از همه رو شرمسارست

دلا، گر عاشقی بگذار و بگذر

[...]

۷ بیت
قاسم انوار
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۷

 

هلاک عاشقان در انتظارست

حیات صادقان با روی یارست

کسی کو نزد جانان تحفه جان برد

هنوز از روی جانان شرمسارست

خرامان میرود آن شاه خوبان

[...]

۹ بیت
قاسم انوار
 

سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۲ - گفتار در توحید

 

کسی پرسید حق کو کردگارست

نمی دانم که دایم در چه کارست

۱ بیت
سلیمی جرونی
 

سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۵ - در مدح سلطان البحر و البر سلغرشاه دام ملکه

 

چنان بخت تو بر دولت سوارست

که هر یک حاجت صد شهریارست

۱ بیت
سلیمی جرونی
 

اهلی شیرازی » شمع و پروانه » بخش ۲۵ - زاری کردن پروانه از فراق شمع

 

درین وادی کز آتش لاله زارست

چو لاله آتش از وی داغدارست

۱ بیت
اهلی شیرازی
 
 
۱
…
۶
۷
۸
۹
۱۰
 
تعداد کل نتایج: ۱۹۳