گنجور

 
۱
…
۳
۴
۵
۶
۷
…
۱۰
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

نه شب خوابست و نه روزم قرارست

شب و روزم خیال آن نگارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۰ - پاسخ دادن هرمز دایه را

 

مرا رمزی ز پیری یادگارست

که سوزی سخت سوز انتظارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل

 

ز شمشیرم کبودی آشکارست

که بحری گوهری و آبدارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۶ - طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی

 

چنان بی روی تو دل بیقرارست

که گر عمرم بود، عمریم کارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ

 

سخن گفتن ز مردم یادگار‌ست

خموشی بی زبانان را به‌کار‌ست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۳۴ - رفتن خسرو و گل بباغ

 

جهان تازهست و ایام بهارست

سماعی خوش شرابی خوشگوارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۴۳ - آگاهی یافتن شاه اسپاهان از بردن هرمز گل را

 

درون پرده زان دل بیقرارست

که کار پرده بیرون از شمارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۴۴ - رشك حسنا در كار گل و قصد كردن

 

اگر در کار تو سر تیز کارست

چرا از وصل تو پرهیزگارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهان

 

زهی مرگ پیاپی این چه کارست

که در هر دم نه مرگی صد هزارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۱ - رفتن خسرو بدریا بطلب گل

 

اگر هر یک ازیشان شهریارست

مرا با آن دو بد گوهر چه کارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۵ - آگاهی یافتن قیصر از آمدن خسرو

 

اگر گل شد ترا، صد نوبهارست

که در هر یک، هزاران گل ببارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه

 

شه فغفور شاه این دیارست

ز عدل او همه چین پرنگارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه

 

اگر فرمان بری جانت بکارست

وگرنه جای تو زندان ودارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه

 

گل تر را، چو بلبل قصه دارست

غراب البین اینجا برچه کارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گل

 

مرا در عشق کمتر چیز دارست

بتر از دار و آتش صد هزارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۲ - آمدن فرّخ بترکستان بطلب گل

 

یقین میدان که خسرو برقرارست

کنون برخیز اگر جانت بکارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۵ - رزم خسرو با شاپور

 

هوا گفتی ز پیکان ژاله بارست

زمین گفتی ز بس خون لاله زارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۶ - رسیدن خسرو و گل با هم و رفتن به روم

 

نصیب خلق ازو گر مرگ و دارست

ولی او فارغست و برقرارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسرو

 

عنایت کرد حق تا از عنا رست

بیک ساعت زصد گونه بلارست

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسرو

 

تو در دنیا که جای رنج و بارست

اگر صد کار داری هیچ کارست

۱ بیت
عطار
 
 
۱
…
۳
۴
۵
۶
۷
…
۱۰
 
تعداد کل نتایج: ۱۹۳