گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴

 

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرودبه هر درش که بخوانند بی‌خبر نرود
طمع در آن لب شیرین نکردنم اولیولی چگونه مگس از پی شکر نرود
سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشویکه نقش خال توام هرگز از نظر نرود
ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدارچرا که بی سر زلف توام به سر نرود
دلا مباش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸

 

مرا هوای تو هرگز زسر به در نرود
خیال چشم سیاه تو از نظر نرود
سرم به پای مزن گر بر آستانه ی تست
که گر سرم برود عشق تو ز سرنرود
به باغ اگر دگران میل و جانبی دارند
مرا زکوی تو دل جانب دگر نرود
سزد که با خط مشکین و قدوخدّ ولبت
حدیث سنبل و سروگل و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی