گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۴

 

میان باغ گل سرخ‌های و هو داردکه بو کنید دهان مرا چه بو دارد
به باغ خود همه مستند لیک نی چون گلکه هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد
چو سال سال نشاطست و روز روز طربخنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گلکسی که ساقی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵

 

کسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارداگر چه چهره‌ش خوب است طبع خر دارد
بخر شمارش مشمارش، ای بصیر، بصیراگرچه او به‌سر اندر چو تو بصر دارد
نه هرچه با پر باشد ز مرغ باز بودکه موش خوار و غلیواژ نیز پر دارد
ز مردم آن بود، ای پور، از این دو پای روانکه فعل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

قدسی مشهدی » مطالع و متفرقات » شمارهٔ ۳۲

 

کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟
خبر ز حال دلم کردگار من دارد
خوشم چو شمع، اگر سوزدم وگر سازد
غم تو هرچه کند اختیار من دارد
فزود بیخودی‌ام بس که از خیال وصال
هزار نشاه، حسد بر خمار دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی