گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۲

 

مرا به دردِ دل از دوستان جدا کردند
چه بد که با منِ درویشِ مبتلا کردند
به دل جدا نتوان کرد دوست را از دوست
که دوستان را یک دل ز ابتدا کردند
ز فرطِ حسنِ دل‌آویزِ خوب‌رویان بود
جماعتی که تقرّب به انزوا کردند
به هرزه واسطه دردِ من چرا گشتند
خلافِ قاعدهء اهلِ دل چرا کردند
ز طرّه‌هایِ پریشان به یک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری