گنجور

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۴

 

فرشته را ز حلاوت دهان پر آب شودچو از حرارت می‌دلبرم لبان لیسد
روان ز دیدهٔ افلاکیان شود جیحوننصال تیرت اگر قبضهٔ کمان لیسد
به خاک خفتهٔ تیغ تو از حلاوت زخمزبان برآورد و زخم را دهان لیسد


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی