گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۳

 

اگر ز عالم تسلیم گوشه ای داری
بهشت و طوبی و حوران خوش لقا اینجاست
بهار در دل هر غنچه عالمی دارد
ترا خیال که عالم همین و جا اینجاست
اگر تو سر به گریبان خود بری چو گره
گرهگشای تو با روی دلگشا اینجاست
در آن جهان نتوان یافتن سعادت عشق
سری برآر ز خود، سایه هما اینجاست
چه چشم، کز تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸

 

فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست

کجا روم ز در دل که مدعا اینجاست

جبین متاعم و دکان سجده‌ای دارم

تو نیز خاک شو، ای جستجو که جا اینجاست

به‌ گردی از ره او گر رسی مشو غافل

که التفات نگه‌های سرمه‌سا اینجاست

خیال مایل بی‌رنگی و جهان همه رنگ

چو غنچه محو دلم بوی آشنا اینجاست

ز گرد هستی اگر پاک گشته‌ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۷۴

 

مرو ز دیده که جام جهان‌نما اینجاست
قدم برون مگذار از دلم که جا اینجاست
نسیم کوی تو یاد آردم ز نکهت گل
نمی‌روم ز چمن بوی آشنا اینجاست
زهی سراغ پریشان دوست کز هرسو
رسد به گوش صدایی که نقش پا اینجاست
برون نمی‌رود آشوب و فتنه از دل من
به عهد زلف و خطش خانه بلا اینجاست
به سوی میکده دارند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی