گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه » شمارهٔ ۲۶

 

بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتشبه جانب تو کشد شعله از زبان من آتش
بترس از آن که ز آمیزشت به چرب زبانانشود زبانه‌کش از مغز استخوان من آتش
بترس از آن که چه باران لطف بر همه باریبه برق آه زند در دل تو جان من آتش
بترس از آن که ز حرف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی