گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۶

 

خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه

که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا

که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه

به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۷

 

به گوش جان رهی منهی ای ندا در داد

ز حضرت احدی لا اله الا الله

که ای عزیز کسی را که خواریست نصیب

حقیقت آنکه نیابد به زور منصب و جاه

به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۸

 

به روز شنبهٔ سادس ز ماه ذی الحجه

به سال هفتصد و شصت از جهان بشد ناگاه

ز شاهراه سعادت به باغ رضوان رفت

وزیر کامل ابونصر خواجه فتح الله


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - درستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

 

در بهشت گشادند در جهان ناگاه

خدا به چشم عنایت به خلق کرد نگاه

امید بسته برآمد صباح خیر دمید

به دور دولت سلجوقشاه سلغرشاه

چو ماه روی مسافر که بامداد پگاه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۰

 

ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه

بآب مغفرت ما بشوی لوث گناه

بهر طرف بمپوی و ز دیو راه مجوی

ز ما چو دور شوی یکقدم شوی گمراه

گر آرزوت شود رفعت شهنشاهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۹ - د‌ر ستایش پادشاه رضوا‌ن جایگاه مغفور محمدشاه مبرور طاب ثراه فرماید

 

دو چشم باز و دوگوشم فراز مانده به راه

که‌کی بشارت فتح آید از معسکر شاه

ندانم از چه به راه اندرون بشیر بماند

گمان برم که به شیری دوچار شد ناگاه

و یا ز پویه سم بارگیش کوفته شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۴ - در ستایش وزیر بی نظیر میرزا ابواقاسم قائم مقام فرماید

 

مگوگناه بود بر رخ نگار نگاه

که بر شمایل غلمان نگاه نیست‌گناه

سرشک ریز دم از دیده هر زمان ‌که ‌کنم

در آفتاب جمال تو خیره خیره نگاه

رخت زداید گرد رخم چو آب روان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۵ - در مدح مظفرالدین شاه

 

ایا نسیم صبا ای برید کار آگاه

ز طوس جانب ری این زمان بپیما راه

ببر پیامی از چاکران درگه قدس

به آستان ملک شهریار کار آگاه

بهین شهنشه والاتبار ملک‌ستان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵۰

 

رسید وقت که هر روز بامداد پگه

خوریم باده و بر روی گل کنیم نگه

ز شاخ یک تن سرو است و صد هزار قبا

ز لاله یک سر کوه است و صد هزار کله

کلاه لاله که لعل است، اگر تو بشناسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸۶ - مدح سیف الدوله محمود

 

ز در درآمد دوش آن نگار من ناگاه

چو پشت من سر زلفین خویش کرده دو تاه

چگونه شاد شود عاشقی ز هجر غمی

که یار زیبا از در درآیدش ناگاه

ز شادمانی گفتم چو روی آن دیدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۴۳۱

 

گشاده‌روی و میان بسته بامدادِ پگاه

فروگذشت به کویم بتی به روی چو ماه

اگر زمهر بود بامداد نور جهان

ز ماه بود مرا نور بامداد پگاه

مهی که بود به قد سرو دلبرانِ سرای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

ظهیر فاریابی » قطعات » شمارهٔ ۹۳

 

امام عالم و مفتی وقت محیی الدین

تویی به اسب و رخ از کاینات گشته فره

به مدح تو دو سه نوبت قصیده ها گفتم

نکرد سعی تو از کار من گشاده گره

ز پیش منبرت امروز مردکی بر خاست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - ایضا در مدح حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)

 

درین سرای پر افسوس چند باشم آه

پی سفر چو گدایان همیشه بر سر راه

نمی شود چو فلک، دور گردشم آخر

که گفته است که عمر سفر بود کوتاه؟

جهان ز شغل سفر یک دمم امان ندهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلیم تهرانی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۶ - ایضا در مدح شاه اسماعیل

 

بحق روز بر آرنده سفید و سیاه

خدای عز و جل لا اله الا الله

بحق صاحب معراج احمد مرسل

که جبرییل بهمراهیش ندارد راه

بحق شاه ولایت علی عالی قدر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۵

 

جمال روی ترا رشوه می گزارد ماه

به رو نمای تو جان رفت نیز رشوه مخواه

منم منم که ز جور تو آگهی دارم

تویی تویی که ز حال دلم نیی آگاه

عجب مدار که بر من بتاخت لشکر غم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مجیرالدین بیلقانی
 

فلکی شروانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۲ - در مدح سیدالوزراء جمال الدین مشعر بن عبدالله

 

ز بهر تهنیت عید بامداد پگاه

بر من آمد خورشید نیکوان سپاه

چو آفتاب رخ خوب او به اول روز

چو ماه نوشکن جعد او در اول ماه

چو سرو بود قدش گر سلاح پوشد سرو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فلکی شروانی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۵ - در تسلیت فرماید

 

نگار من تن سیمین خود برخت سیاه

چنان نهفته که در تیره شب چهارده ماه

سیاه پوشید آن گلعداز و روز مرا

ز سوگواری خود کرد همچو شام سیاه

برفت چشمه حیوان درون تاریکی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ادیب الممالک فراهانی