رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۱۴
به نوبهاران بستای ابر گریان را
که از گریستن اوست این زمین خندان
رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۲۱
هر آن که خاتم مدح تو کرد در انگشت
سر از دریچهٔ رنگین برون کند زرین
رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۲۲
به سرو ماند، گر سرو لاله دار بود
به مورد ماند، گر مورد روید از نسرین
رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۲۶
چنان که خاک سر شتی به زیر خاک شوی
نیات خاک و تو اندر میان خاک آگین
رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۵۹
بتا، نخواهم گفتن تمام مدح ترا
به شرم دارد خورشید اگر کنم سپری
رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۶۸
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
ابوسلیک گرگانی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳
در این زمانه بتی نیست از تو نیکوتر
نه بر تو بر شمنی از رهیتْ مشفقتر
ابواسحاق جویباری » شعر
به ابر پنهان کرد آفتاب تابان را
به سبزه بنهفت آن لالهبرگ خندان را
به سوی هر دو مهاش بر دو شاخ ریحان بود
به شاخ مورد بپیوست شاخ ریحان را
بتی که خستهدلان را به بوسه درمان است
[...]
ابوالمثل بخارایی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۸
ز تاک و خوشه فروهشته و ز باد نوان
چو زنگیانی بر بازپیچِ بازیگر
ابوالمثل بخارایی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۴
جهان همیشه بدو شاد و چشم روشن باد
کسی که دید نخواهدش کندهبادش کاک
ابوالمثل بخارایی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۸
چو گردد آگه خواجه ز کارنامهٔ من
به شهریار رساند سبک چکامة من
فرالاوی » قطعات » شمارهٔ ۲
چه شغل باشد واجبتر از زیارت آنک
اگرچه نیک بگوشم به خدمتش نرسم
همی شفیع نیابم از او به عذر گناه
کریمطبعی او نزد او شفیع بسم
فرالاوی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱
دلا کشیدن باید عتاب و ناز بتان
رطب نباشد بی خار و کنز پربارا
شهید بلخی » قصاید، غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۶
جهان گواست مر او را که در جهان ملک است
بزرگوار و سزاوار نصرت و تأیید
بداد نعمت و بس شاکرست در نعمت
بر این دو باشد سلطان و تخت را تأبید
شهید بلخی » قصاید، غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۹
دریغ فر جوانی و عز و آی دریغ
عزیز بود ازاین پیش همچنان سپریغ
به ناز باز همی پرورد ورا دهقان
چو شد رسیده نیابد ز تیغ تیز دریغ
شهید بلخی » قصاید، غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۱۶
مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی
که هرگز از تو نگردم نه بشنوم پندی
دهند پندم و من هیچ پند نپذیرم
که پند سود ندارد به جای سوگندی
شنیدهام که بهشت آن کسی تواند یافت
[...]
شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۶
عطات باد چو باران، دل موافق خوید
نهیبت آتش و جان مخالفان پده باد
شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۴
بتا! نگارا! از چشم بد بترس و مکن
چرا نداری با خود همیشه چشمپنام؟
شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۵
جهانیان را دیدم بسی ز هر مذهب
بسی بدیدم از گونهگونه جدگاره
شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۶
همه دیانت و دین ورز و نیکرایی کن
که سوی خلد برین باشدت گذرنامه
