گنجور

 
۱
۲
۳
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۸۲

 

بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت

هزار شاهد فتنه ز رخ نقاب انداخت

مه رخ تو که سر زد خط از خواشی آن

هزار ناوک طعنه بر آفتاب انداخت

دمید تا خط چون شب ز روی چون روزت

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۸۶

 

ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست

که هیچ برگ گلی بی بلای خاری نیست

نبرده ایم درین باغ ره بسوی گلی

که در حوالی او همچو من هزاری نیست

ندیده ایم درین ملک گنج حسنی را که

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۹۰

 

هوای خاک درت باز در سر افتادست

ز هر چه هست مرا این هوا در افتادست

مرا چه کار به از آه و ناله است کنون

که کار با تو چو شوخ ستمگر افتادست

چرا ز چشم تو بر من نمی افتد نظری

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۹۳

 

کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است

زهی ستم که ترا با من التفات کم است

کی از بنفشه گشاید کجا بنافه کشد

دلی که بسته آن گیسوان خم بخم است

قدم خمیده چنان شد که کس نمی داند

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست

چه سود روزی اگر نیز هست ماهی نیست

جفاست از تو همیشه مراد من نه وفا

که گاه گاهی اگر هست گاه گاهی نیست

چگونه جانب مسجد روم به میخانه

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸

 

امید بود که خواهد جفای یارم کشت

نکرد یار جفایی در انتظارم کشت

نکرد گرچه بهر وعده که کرد وفا

هزار شکر که باری امیدوارم کشت

هزار بار مرا زنده کرد لعل لبش

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳

 

ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست

ملول بهر چه موجب ملال تو چیست

خراب شد ز تو حالم چرا نمی پرسی

چه حالتست ترا مانع سؤال تو چیست

مرا خیال تو و فکر تست در دل زار

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴

 

بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد

هوای کاکلت از سر بدر نخواهم کرد

قضا که عشق توام یاد داد می دانست

که غیر عشق تو کار دگر نخواهم کرد

چنان ز دست غمت خاک کرده ام بر سر

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۰

 

خدا ز سرو قد او مرا جدا نکند

من و جدایی ازان سرو قد خدا نکند

بصوت ناله نهفتم صدای سیل سرشک

که شرح راز دلم پیش کس ادا نکند

چو استخوان نشانه چه مرده باشد

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

پری‌رخان به جفا قصد جان ما مکنید

وفا کنی به عشاق خود جفا مکنید

ز انتظار بتر در جهان بلایی نیست

نمی کنید وفا وعده وفا مکنید

بهر که دوستی می کنید در حق او

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲

 

ببزم او سخن از درد من نمی گذرد

چه خلوتیست که آنجا سخن نمی گذرد

گذشت دل ز دو عالم بدور روی تو لیک

ازان دو سلسله خم بخم نمی گذرد

نمی کشد دل تنگم بمجمعی که درو

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۱

 

حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد

ترحمی بمن مبتلا نخواهد کرد

چو تیر تا نفتد دور ازان کمان ابرو

رقیب در دل ما هیچ جا نخواهد کرد

کمست مهر بتان آن قدر که گر همه را

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۹

 

چو پاره پاره دل از دیده ترم افتد

هزار شعله آتش به بسترم افتد

نیاورم بنظر آفتاب را ز شرف

دمی که دیده بدان ماه پیکرم افتد

زند بدامن من آفتاب دست ز قدر

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۹

 

دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز

ترست پرده چشمت بآفتاب انداز

صبا که گفت که حرفی ز بی قراری ما

بگوی آن گل تر را در اضطراب انداز

نقاب کرد تن خاکیم ز چهره جان

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۴

 

نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس

هوای او همه دارند من ندارم و بس

اگر چه ماه و شان زیر چرخ بسیارند

میانه همه آن مهوش است یارم و بس

ز قد و خال و خط و چهره نیست گریه من

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۵

 

زهی جفای تو بر من دلیل رحمت خاص

مرا وفای تو نقش صحیفه اخلاص

مدام مطرب بزم غم توام من مست

سرود ناله من کرده چرخ را رقاص

خراب باده عشقت ز ننگ عقل بری

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۳

 

ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل

مشو ز حال دل بی قرار من غافل

کسی که معتقد عشق نیست نیست کسی

مذاق نشأه عشق است قابل قابل

ز هر چه هست توانم برید میل ولی

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۸

 

مه من از تو غم بی حساب دارد دل

هزار محنت و صد اضطراب دارد دل

بیاد نرگس مست تو خسته است مدام

چه گویمت که چه حال خراب دارد دل

دلیل رفعتش این بس میانه عشاق

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۴

 

منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام

به صد بلا ز فراق تو مبتلا شده‌ام

مگر به قوت ضعف بدن رسم جایی

چنین که در طلبت همره صبا شده‌ام

به درد و محنت بسیار من وسیله مپرس

[...]

۷ بیت
فضولی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۱

 

نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم

که کس نشان ز وجودم دهد بجز سخنم

خیال موی میان بتان ضعیفم ساخت

چنانکه گشت گران بار روح بر بدم

بران سرم که کنم ترک جان و تن که ز درد

[...]

۹ بیت
فضولی
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۶۰