×
سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۴
نگارِ من چو در آید به خندهٔ نمکین
نمک زیاده کند بر جراحتِ ریشان
چه بودی ار سرِ زلفش به دستم افتادی
چو آستینِ کریمان به دستِ درویشان
۲ بیت
قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۱۳
بسا مزور و صوفینمای ازرقپوش
که اقتباس کند گفتگوی درویشان
به ذکر و فکر همی خلق را فریب دهد
که پرکند شکم از خوان نعمت ایشان
کجا شبانی ارباب دل بود لایق
[...]
۳ بیت
