گنجور

 
۱
۲
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸

 

زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوش

سروش غیب به گوشم نهفته گفت خموش

وجود تو همه فقر است و ذات او همه جود

نیاز تو همه نطق است وجود او همه گوش

اگر به نوش عتاب آیدت به خاک بریز

[...]

۵ بیت
نشاط اصفهانی
 

بلند اقبال » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۵

 

شنیده ام سخنی خوش که گفت باده فروش

ز دست دوست می ار چه به ماه روزه بنوش

می حرام شود ازکف نگار حلال

چنانکه نیش گر از او بود به است از نوش

دهد به خلوت خود یار اگر تو را راه ی

[...]

۷ بیت
بلند اقبال
 

وفایی شوشتری » دیوان اشعار » چند مرثیهٔ دیگر » مرثیه

 

مگر چه شد که چنین اُفتاده ای خاموش

چه واقع است عزیزم که رفته ای از هوش

۱ بیت
وفایی شوشتری
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها » شمارهٔ ۷۴ - پیر مغان

 

شنو تو این سخن ای زاهد مرقع پوش!

بیا به میکده همراه ما و، باده بنوش

سری بنه به ارادت به پای پیر مغان

غلام درگه او باش و، عبد حلقه به گوش

ز دوش خویش بینداز خرقهٔ پشمین

[...]

۷ بیت
ترکی شیرازی
 

صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۵ - حکایت سفینه غلام

 

برفت از سر زینب در این مقدمه هوش

کشید از دل پردرد سوی فضه خروش

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۶ - سئوال از ملک الموت

 

چون آن صغیر گرفت از سر طبق سرپوش

سر پدر به طبق دید از سرش شد هوش

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۷ - آمدن بشیر از جانب یوسف به خدمت یعقوب

 

بشیر را ز محبت کشید در آغوش

ز هوش رفت و ز فریاد و ناله شد خاموش

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۴ - در بیان قیامت و گریز به مصیبت

 

ز دوزخی و بهشتی شود بلند خروش

رسد چو فاطمه دراعه حسن بر دوش

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۴ - مغلوب شدن خالد بن ولید

 

شد از روان علی زین سخن بلند خروش

حمیت اسداللهی آمد اندر جوش

۱ بیت
صامت بروجردی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۵

 

تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش

بگیر گوش و به هر کس بخواهی‌ام بفروش

شود شبی که چو بختم ز در درآیی و من

چو جان به بر کشمت یا چو جامه در آغوش؟

هر آنچه تلخ بگویی از آن لب شیرین

[...]

۵ بیت
میرزا حبیب خراسانی
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » مسمطات » مسمط در منقبت حضرت شاه اولیا علی مرتضی روحی و ارواحنا فداه

 

درآمد از در من دوش با پیام سروش

بتی ز غالیه بر ماه گشته مرزنگوش

نموده حلقه ز مشک تتار و کرده به گوش

فکنده در بنه کائنات جوش و خروش

۲ بیت
صفای اصفهانی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۴۴ - و به نستعین و نستمد

 

«پواترین» بودت سینه و «اُریه» گوش

چنانکه «کَله» تِت و گربه «شا» و «سوری» موش

۱ بیت
ادیب الممالک
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۲