گنجور

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷

 

شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت

غرض که مدت عمرم به بینوایی رفت

ز ناز راندی و دانم ولی نیابم باز

که این معامله با طبع روستایی رفت

هزار رخنه به دام و مرا ز ساده دلی

[...]

۶ بیت
عرفی