رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۲۲ - حافظ شیرازی قُدِّسَ سِرُّه
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۵۹ - نشاط اصفهانی
بگیردست دل و سربرآر در افلاک
چه خواهی از تن خاکی که بازگردد خاک
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۱
به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک
گرفت پایه ی من دست برتری ز افلاک
سرت به پای نهم تا مگر به دست گریم
کنی زگونه ی زردم سرشک گلگون پاک
به ناز و قهر و عتاب از تو برنتابم روی
[...]
جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۵ - وله
بروج حصن تبر را که سود بر افلاک
به گرز یکسان فرمود عم شه با خاک
فراز او زسماک اوفتاده شد به سمک
نشیب او زسمک پی سپار شد به سماک
به یاد فتح تبر ای بت طبر زد لعل
[...]
محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۱۴ - در مدح امام یازدهم حضرت حسن بن علی العسکری علیه السلام
دلم که بود زآلایش طبیعت پاک
گرفته گرد کدورت از این نشیمن خاک
مَلول گشتم از این همرهان سست عنان
کجا است راه نوردی مُجرّدی چالاک
اگر از این تن خاکی سفر کنی ای دل
[...]
صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب » شمارهٔ ۲ - مصیبت
به شاه تشنه جگر گفت زینب غمناک
دمی که دید تن چون گلشن ز خنجر چاک
فتاده بیکفن و غرقه خون به دامن خاک
تویی خلاصه ارکان و انجم و افلاک
ولی چه سود که قدرت نمیکنند ادراک
[...]
صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب » شمارهٔ ۲ - مصیبت
به شاه تشنه جگر گفت زینب غمناک
دمی که دید تن چون گلشن ز خنجر چاک
فتاده بیکفن و غرقه خون به دامن خاک
تویی خلاصه ارکان و انجم و افلاک
صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب » شمارهٔ ۲ - مصیبت
ولی چه سود که قدرت نمیکنند ادراک
«لمّا یکون فیالکون کائن، لولاک»
تو دُر گوهر پاکی فتاده در دل خاک
ولی چه سود که هستی ذلیل هر ناپاک
تو از برای چه در خاک خفته غمناک
[...]
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲ - (سئوال سلمان از بندار یهودی)
برون نمود یهودی سری ز دامن خاک
پی اجابت سلمان و سید لولاک
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۳ - در وفات حضرت یوسف(ع)
در این مقدمه سری بود مشو غمناک
نهفته است گر از جاهلان کم ادراک
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۶ - روایت معراج
به فرق (صامت) بیچاره عاقبت شد خاک
ز قتل زینت آغوش سید لولاک
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۰ - در وضوء گرفتن فخر امم(ص)
خبر رسید به ناگه که سید لولاک
کشید رخت محن از جهان به دامن خاک
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۳ - در بیان اسیری ابیالعاص در مکه
به عابدین چو نظر کرد خولی بیباک
حصیر را بکشید و تنش فکند به خاک
ادیب الممالک » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۲۲
رفیق من مه من یار من جعلت فلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۵
از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاک
بعشق خاک همی دور میزند افلاک
چو دیدم ابروی محرابی تو دانستم
که چیست سر سجود فرشتگان بر خاک
مرا مران ز در خویش و هر چه خواهی کن
[...]
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲ - شهید عشق
به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک
که من چو لاله به داغ تو خفتهام در خاک
چو لاله در چمن آمد به پرچمی خونین
شهید عشق چرا خود کفن نسازد چاک
سری به خاک فرو بردهام به داغ جگر
[...]
