آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰۳
شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
درآمد از درم آن ماه خرگهی ناگاه
یکی به برگ سمن بسته سمبل بویا
یکی به مشک ختن بر نهفته پیکر ماه
یکی به سرو بپوشیده پرنیان حله
[...]
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹
چه عقدههاست به کار دلم ز بخت سیاه
که زلف دوست بلند است و دست من کوتاه
نعوذبالله از این زاهدان جامه سفید
تبارک الله از این شاهدان چشم سیاه
یکی ز بند سر زلف او اسیر کمند
[...]
قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۴ - در ستایش وزیر بی نظیر میرزا ابواقاسم قائم مقام فرماید
مگوگناه بود بر رخ نگار نگاه
که بر شمایل غلمان نگاه نیستگناه
سرشک ریز دم از دیده هر زمان که کنم
در آفتاب جمال تو خیره خیره نگاه
رخت زداید گرد رخم چو آب روان
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۰
بیاکه این شب هجران ز بس دراز و سیاه
کس احتیاج ندارد چو من به تابش ماه
مرا به دیده نشین تا دگر نریزد اشک
مرا به سینه گذر تا دگر نخیزد آه
مکن خیال که خون مرا نهان داری
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۲
چو اختیار به دست من و تو داد اله
درین میانه من ار بد کنم ترا چه گناه
به ذره ذره عالم چو بنگری نگری
ز شر و خیر در آنها نهاده اند دو راه
چو باطل از جدل آید پدید و حق به مثل
[...]
وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۵۱
به عقل غره مشو تند پا منه در راه
بگیر دامن صبر و ز عشق همت خواه
عیان در آینه کائنات حق بینید
اگر به چشم حقیقت در او کنید نگاه
به غیر پیر خرابات و ساکنان درش
[...]
جیحون یزدی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲۰ - وله
فرخ ز مرکز ماهی گذشت از بر ماه
به تهنیت مترنم شد السن وافواه
ز یک طرف طرب از جشن ناصرالدین شاه
ز یک طرف شعف از رستن صنوف گیاه
محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح امیر دوست محمد خان معیّر الممالک دام مَجده
خجسته طلعت والای ناصرالدین شاه
خجسته باد به بالای میر کیوان جاه
امیر دوست محمد سرآمد امرا
ستوده خازن و داماد ناصرالدین شاه
بر غم دشمنش از بهر حرز جان بخشید
[...]
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲ - (سئوال سلمان از بندار یهودی)
بکش عنان سخن (صامت) از وصیت شاه
که او فتاده ز آهت شرر به خرمن ماه
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۷ - آمدن بشیر از جانب یوسف به خدمت یعقوب
روایت است که آمد بشیر چون از راه
پیاده شد به سر تربت رسول الله
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۸ - شکوه و زینب (ع) سر قبر مادر
روایت است که چون عترت رسولالله
سوی مدینه رسیدند با خروش ز راه
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۶ - روایت معراج
کشید جای اقامه خروش و ناله و آه
میان دامن وی شاهزاده عبدالله
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۸ - نامه نوشتن فاطمه صغرا به پدر
همیشه با تن تبدار و اشک و ناله و آه
به راه کرببلا مانده بود چشم به راه
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۹ - نازل شدن ملک حضور فخر کائنات
شنید نام شفاعت چو از رسول الله
ملک به روی حسین کرده خیره خیره نگاه
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۱ - در بیان رحلت پیغمبر رحمت(ص)
جوا داد بلی میشناسمت ای شاه
توئی حسین و بود جد تو رسول الله
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۲ - در بیان روایت ام حبیبه
هر آن یتیم که کندی نمودی اندر راه
رخش ز صدمه سیلی یکی نمود سیاه
ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۶
مرا به روز غدیر آن پریوش دلخواه
چشاند شربتی از جام وال من والاه
ز نور می به دلم پرتوی فروغ افکند
کز او نبوده به جز پیر میفروش آگاه
شنیدم آنچه کلیم از درخت طور شنید
[...]
ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۷
تبارک الله از این نغزنامهٔ دلخواه
که بر کمال نگارنده شاهد است و گواه
اگر کسی را باشد در این جریده نظر
وگر کسی را افتد بر این صحیفه نگاه
ز کار مردم گیتی همی شود واقف
[...]
ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶ - تاریخ رحلت امیر سید عبدالله خان اتابکی شاعر معروف
دریغ کز اثر تندباد سخت سیاه
شکست گلبنی از گلشن شرف ناگاه
ز خاندان نبی هم زدودمان صفی
برفت مردی دانش پژوه و کارآگاه
جهان فضل و محامد سپهر هوش و ادب
[...]
ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۱۳
مرا ز روی تعصب معاندی پرسید
پدر ز روی چه معنی نداشت روح الله
جواب دادم و گفتم که او مبشر بود
ز احمد قرشی بر جمیع خلق الله
مبشر از پی آنرا که مژده زود آرد
[...]
