گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶

 

غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مراترا گر خبر شدی نبدی غمی مرا
دمم می‌دهی که: من بیابم دمی دگرگره بر دمم زدی، رها کن دمی مرا
به نام تو زیستم همه عمر و خود ز تونه بر دست نامه‌ای، نه بر لب نمی‌مرا
مکن بیش ازین ستم، به نیکی گرای همچو زخمم به دل رسید، بنه مرهمی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی