گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص) » شمارهٔ ۵۰

 

عروس چمن راست زیور شکوفهسر شاخ را هست افسر شکوفه
کنون بر سر شاخ فرقی نداردشکوفه ز زیور ز زیور شکوفه
به فصل خزان بود صفراش غالبکنون باغ را هست در خور شکوفه
به صد پرده بلبل نواساز گرددچو بگشاد بر شاخ صد در شکوفه
در آن دم که شاخ آستین برفشاندهمی آر دامان و می‌بر شکوفه
یکی عاشقی نازنین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۵

 

عروس چمن راست زیور شکوفه
سر شاخ راهست افسر شکوفه
کنون بر (سر) شاخ فرقی ندارد
شکوفه ز زیور ز زیور شکوفه
بفصل خزان بود صفراش غالب
کنون باغ را هست در خور شکوفه
بصد پرده بلبل نواساز گردد
چو بگشاد بر شاخ صد در شکوفه
در آن دم که شاخ آستین برفشاند
همی آر دامان و می بر شکوفه
یکی عاشق نازنین است بلبل
یکی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۷۱ - وقال ایضاً فیه عند قدومه من السفر

 

برآمد بنیکوتر اختر شکوفه
جهان کرد ناگه منوّر شکوفه
زشاخ درختان چنان می درخشد
که پروین زبرج دو پیکر شکوفه
زنجم و شجر می دهد یاد ما را
چو بر شاخ گردد مصوّر شکوفه
سپیده دم مستطیرست گویی
دمیده بر اطراف خاور شکوفه
طرب زای شد باغ تا گشت طالع
یکی زهره تا بنده از هر شکوفه
برآمد بیکبار چون صبح و دردم
فرو رفت یک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل