گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۳

 

چمن پر گهر شد ز باران ژالهزمین پر کواکب ز یاقوت لاله
ز شبنم فرو هشت نسرین حمایلز سنبل بر افگند سوسن کلاله
به جای می‌لعل پر کرده گلهاز سیماب رخشنده زرین پیاله
صبا را چمن کرده هر بامدادیبه گلزار پردامنی زر حواله
ز زرورق غنچه بر خوان گلبنهمی پیچد از بهر بلبل نواله
به هر گوشه بینی خرامان و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۴

 

برافشان کلاله ز روی چو لاله
صراحی به دست آر پرکن پیاله
مکن عیب رندان اگر باده نوشند
که پیش از من و تو چنین شد حواله
اگر عشق جانان مرا حاصل آید
روان جان سپارم چو این است احاله
منم بندهٔ او و دارم گواهان
دلم وقف عشق است و جانم قباله
میان من و او چو موئی نگنجد
چه قدر رقیب و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی