گنجور

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است

 

تن زنده والا به ورزندگی است
که ورزندگی مایهٔ زندگی است
به ورزش گرای وسرافراز باش
که فرجام سستی سرافکندگی است
به سختی دهد مرد آزاده تن
که پایان تن‌پروری بندگی است
دلی بایدت روشن و تن‌درست
اگر جانت جویای فرخندگی است
کسی کاو توانا شد و تندرست
خرد را به مغزش فرو زندگی است
هنر جوی تا کام‌یابی و ناز
که جویندگی راه یابندگی است
ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار