گنجور

عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳

 

خدایا تو ما را صفائی بدهبه ما بینوایان نوائی بده
در گنج رحمت به ما برگشاوزان داد هر بینوائی بده
همه دردناکان درمانده‌ایمحکیمی به هریک دوائی بده
سگ کوی رندان آزاده‌ایمدر آن کوچه ما را سرائی بده
بلائیست این نفس کافر عبیدگرش میتوانی سزائی بده


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی