گنجور

 
۱
۲
۳
۴
…
۶
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۱ - شتافتن اسکندر به جنگ دارا

 

بیا ساقی آن راوق روح‌بخش

به کام دلم در فشان چون درخش

من او را خورم دل‌فروزی بود

مرا او خورد خاک روزی بود

چه نیکو متاعیست کار آگهی

[...]

۸۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۲ - رای زدن دارا با بزرگان ایران

 

بیا ساقی آن آتش توبه‌سوز

به آتش‌گه مغز من بر‌فروز

به مجلس‌فروز‌ی دلم خوش بوَد

که چون شمع بر فرقم آتش بود

خردمند را خوبی از داد اوست

[...]

۱۶۲ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۳ - نامه دارا به اسکندر

 

بنام بزرگ ایزد‌ِ داد‌بخش

که ما را ز هر دانش او داد بخش

خداوند روزی‌ده دستگیر

پناهنده را از درش ناگزیر

فروزندهٔ کوکب تابناک

[...]

۷۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۴ - پاسخ نامه دارا از جانب اسکندر

 

سر‌ِ نامه نام جهاندار پاک

بر‌ارندهٔ رستنی‌ها ز خاک

بلندی‌ده‌ِ آسمان بلند

گشایندهٔ دیدهٔ هوشمند

جهان‌آفرین وز جهان بی‌نیاز

[...]

۹۴ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۵ - جنگ دارا با اسکندر

 

بیا ساقی از باده بردار بند

بپیمای پیمودن باد چند

خرابم کن از باده جام خاص

مگر زین خرابات یابم خلاص

خرامیدن لاجوردی سپهر

[...]

۱۲۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۶ - کشتن سرهنگان دارا را

 

بیا ساقی از من مرا دور کن

جهان از می‌ لعل پر نور کن

میی کاو مرا ره به منزل بَرَد

همه دل برند او غم دل برد

جهان گرچه آرامگاهی خوش‌است

[...]

۲۲۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارا

 

بیا ساقی آن خون رنگین رز

درافکن به مغزم چو آتش بخز

میی کز خودم پای لغزی دهد

چو صبحم دماغ دو مغزی دهد

کجا بودی ای دولت نیک عهد

[...]

۲۰۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران زمین را

 

بیا ساقی از شادی نوش و ناز

یکی شربت‌آمیز عاشق نواز

به تشنه ده آن شربت دل‌فریب

که تشنه ز شربت ندارد شکیب

سپندی بیار ای جهان‌دیده پیر

[...]

۱۱۷ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۹ - خواستاری اسکندر روشنک را

 

بیا ساقی آن آب جوی بهشت

درافکن بدان جام آتش سرشت

از آن آب و آتش مپیچان سرم

به من ده کز آن آب و آتش ترم

چه فرخ کسی کاو به هنگام دی

[...]

۱۵۲ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر

 

بیا ساقی آن شب‌چراغ مغان

بیاور، ز من بر‌میاور فغان

چراغی کزو چشم‌ها روشن است

چراغ دلم را ازو روغن است

بگو ای سخن کیمیای تو چیست‌؟

[...]

۱۰۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۱ - فرستادن اسکندر روشنک را به روم

 

بیا ساقی آن صرف بیجاده رنگ

به من ده که پایم درآمد به سنگ

مگر چاره سازم در این سنگریز

چو بیجاده از سنگ یابم گریز

فلک ناقه را زان سبک‌رو کند

[...]

۸۹ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۲ - رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه

 

بیا ساقی آن می‌که محنت‌بَر است

به چون من کسی ده که محنت‌خوَر است

مگر بوی راحت به جانم دهد

ز محنت زمانی امانم دهد

مبارک بوَد فال‌ِ فرخ زدن

[...]

۱۰۶ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۳ - داستان نوشابه پادشاه بردع

 

بیا ساقی آن می که جان‌پرور است

چو آب روان تشنه را درخور است

دراین غم که از تشنگی سوختم

به من ده که می‌خوردن آموختم

خوشا ملک بردع که اقصای وی

[...]

۳۵۰ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۴ - بزم اسکندر با نوشابه

 

بیا ساقی از باده جامی بیار

ز بیجاده گون گل پیامی بیار

رخم را بدان باده چون باده کن

ز بیجاده رنگم چو بیجاده کن

به جشن فریدون و نوروز جم

[...]

۸۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۵ - رفتن اسکندر به کوه البرز

 

بیا ساقی آن شیر شنگرف گون

که عکسش درآرد به سیماب خون

به من ده که سیماب خون گشته‌ام

به سیماب خون ناخنی رشته‌ام

برآنم من ای همت صبح خیز

[...]

۸۵ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۶ - گشودن اسکندر دز دربند را به دعای زاهد

 

بیا ساقی آن می‌که ناز آورد

جوانی دهد عمر باز آورد

به من ده که این هر دو گم کرده‌ام

قناعت به خوناب خم کرده‌ام

کسی کاو در نیک‌نامی زند

[...]

۱۵۸ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۷ - رفتن اسکندر به دز سریر

 

بیا ساقی از می دلم تازه کن

در این ره صبوری به اندازه کن

چراغ دلم یافت بی‌روغنی

به مِی‌ ده چراغ مرا روشنی

چو روز سپید از شب زاغ رنگ

[...]

۱۱۲ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۸ - رفتن اسکندر به غار کیخسرو

 

بیا ساقی آن جام کیخسروی

که نورش دهد دیدگان را نوی

لبالب کن از باده خوشگوار

بنه پیش کیخسرو روزگار

شها شهریارا جهان داورا

[...]

۱۰۳ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۹ - رفتن اسکندر به ری و خراسان

 

بیا ساقی آن جام زرین بیار

که ماند از فریدون و جم یادگار

می‌ناب ده عاشق ناب را

به مستی توان کردن این خواب را

دلا چند از این بازی انگیختن

[...]

۱۲۰ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۴۰ - رفتن اسکندر به هندوستان

 

بیا ساقی آن زر بگداخته

که گوگرد سُرخ است ازو ساخته

به من ده که تا زو دوایی کنم

مس خویش را کیمیایی کنم

فَرَس خوشتَرَک ران که صحرا خوش است

[...]

۱۰۰ بیت
نظامی
 
 
۱
۲
۳
۴
…
۶
 
تعداد کل نتایج: ۱۱۳