گنجور

 
۱
۲۳۰
۲۳۱
۲۳۲
۲۳۳
۲۳۴
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بگفتا برانید اینها ز در

که این زن بسی پست و بس خیره سر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

چو این دید مادر بگفتا دگر

چگو در این شهر آرام بسر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

چومادر چنان دید سر را بدر

بزد خود دگر دید آن مغز سر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بگفتم عزیزم تو ای بی خبر

که کورش ندارد بعالم پسر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

شمارا گوماتا برانده ز در

گرفتست اسباب و ساز سفر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

چو بشنید مبهوت شد زین خبر

بگفتا که ما را چه بوده بسر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

نخواهی مرا من ترا چون پدر

ویا بنده باشم ببسته کمر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بسی خوب بودیم با یکدگر

چه در خانه و در شکار و صفر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بگفتا که شاها منم بی خبر

که من بوده ام خودیکی رهگذر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

یکی را بفرمود ای بد سییر

بگو آنچه دیدستی ای خیره سر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بگشتند در خانه ها سربسر

بیک خانه دیدند قفلی بدر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

که دزدان همه دست بسته اسیر

کشیدیمشان ما ز گاه و سربر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

سلاح دلیران و گرز و سپر

هم از تیرو از ترکش و خشت زر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بیائیم ما تا دو روز دگر

چو مه مهر حالش شود خوبتر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

فرو برد آنگه به تعظیم سر

بگفتا که ای خسرو تاجور

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

همه رخت زر دوز کرده ببر

نهاده بسرشان کله­های زر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

همه مردمان جامها پر ز زر

سر دستشان بود در رهگذر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

بگنجور گوئید تا گنج زر

جواهر ز هر گونه گونه گهر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار

 

یکی گفت خوش باد آهوی نر

که از آن همه شادی آمد به بر

۱ بیت
افسرالملوک عاملی
 
 
۱
۲۳۰
۲۳۱
۲۳۲
۲۳۳
۲۳۴
 
تعداد کل نتایج: ۴۶۶۲