افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بگفتا برانید اینها ز در
که این زن بسی پست و بس خیره سر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
چو این دید مادر بگفتا دگر
چگو در این شهر آرام بسر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
چومادر چنان دید سر را بدر
بزد خود دگر دید آن مغز سر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بگفتم عزیزم تو ای بی خبر
که کورش ندارد بعالم پسر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
شمارا گوماتا برانده ز در
گرفتست اسباب و ساز سفر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
چو بشنید مبهوت شد زین خبر
بگفتا که ما را چه بوده بسر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
نخواهی مرا من ترا چون پدر
ویا بنده باشم ببسته کمر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بسی خوب بودیم با یکدگر
چه در خانه و در شکار و صفر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بگفتا که شاها منم بی خبر
که من بوده ام خودیکی رهگذر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
یکی را بفرمود ای بد سییر
بگو آنچه دیدستی ای خیره سر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
ز مردان جنگی یکی صد نفر
مسلح همه تنگ بسته کمر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بگشتند در خانه ها سربسر
بیک خانه دیدند قفلی بدر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
که دزدان همه دست بسته اسیر
کشیدیمشان ما ز گاه و سربر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
سلاح دلیران و گرز و سپر
هم از تیرو از ترکش و خشت زر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بیائیم ما تا دو روز دگر
چو مه مهر حالش شود خوبتر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
فرو برد آنگه به تعظیم سر
بگفتا که ای خسرو تاجور
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
همه رخت زر دوز کرده ببر
نهاده بسرشان کلههای زر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
همه مردمان جامها پر ز زر
سر دستشان بود در رهگذر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
بگنجور گوئید تا گنج زر
جواهر ز هر گونه گونه گهر
افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۵ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن به شکار
یکی گفت خوش باد آهوی نر
که از آن همه شادی آمد به بر
