اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۵۱ - دیگر جزیره که آن رامنی خوانند
تو سازیدی این هفت چرخ روان
ستاره معلق زمین در میان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶۳ - شگفتی جزیره درخت واق واق
بَر هر یکی چون سَر مردمان
برو چشم و بینی و گوش و دهان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶۶ - شگفتی جزیرۀ بند آب
سپهبد به ملاح گفت این بخوان
چو بر خواند گشتش زریری رخان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۴ - بازگشت گرشاسب و صفت خواسته
یکی گوهر افزود دیگر بدان
که خواندیش دانا شه گوهران
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۵ - بازگشت گرشاسب از هند به ایران
دگر گفت خواهم کز این پهلوان
بود تخمه و نام تا جاودان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام
یکی مایه ور مرد بازارگان
شد از کاروان دوست با پهلوان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۱ - وصف بیابان و رزم گرشاسب با زنگی
دگر ره برآمد پر از چین رخان
زدش بر سر آن شاخ شاخ استخوان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۱ - وصف بیابان و رزم گرشاسب با زنگی
ولیکن بدان مرد بازارگان
ز نیکی بکن هر چه داری توان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۵ - نامه ی اثرط به گرشاسب
ز منزل به منزل همی شد چنان
دمان و دوان و جهان چون جهان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۸ - نامه گرشاسب به شاه قیروان
سواران بریدند برگستوان
فکندند خفتان و خنجر گران
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۰ - بازگشتن گرشاسب و دیدن شگفتیها
ولیک ار بدی ده تن از مردمان
جدا هر یکی زو به دیگر زبان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۱ - رسیدن گرشاسب به قرطبه
به گلرخش روزی سپرده عنان
همی تاخت بر دم گوری دمان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۲ - دیدن گرشاسب بر همن رومی را و پرسیدن ازو
چه مردم که گویا ندارد زبان
چه آراسته پیکر بی روان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۲ - دیدن گرشاسب بر همن رومی را و پرسیدن ازو
تن ما جهانیست کوچک روان
ورا پادشا این گرانمایه جان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۳ - پرسش دیگر از جان
همان پوشش است این کفن بی گمان
که هرگز نساید بود جاودان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۹ - پادشاهی فریدون و نامه فرستادن گرشاسب
یکی گوهر افزود دیگر بدان
که خواندیش دانا شه گوهران
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۱۳ - قصه خاقان با برادرزاده
به یکجای بودند خوش هر دوان
همه راه هم پرسش و هم عنان
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۱۴ - جنگ نریمان با تکینتاش
چنینست از دیرباز این جهان
رباینده آن زاین به کین این از آن
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۱۶ - پند دادن گرشاسب نریمان را
سپه پاک با ترگ و خفتان کین
شب و روز میدار و اسپان به زین
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۱ - داستان قباد
کیی تو که با من بوی همزبان
که نز خیل مردانی و نز زنان
