فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۴ - خستن رستم و رخش به تیر اسفندیار، زینهار شبانه و سوگ نوشآذر و مهرنوش
چنان آفریدی که خود خواستی
زمان و زمین را بیاراستی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶ - آمدن سیمرغ به خواندن زال، درمان رستم و رخش و نمودن راز تیر گز
تو خواهش کن و لابه و راستی
مکوب ایچ گونه در کاستی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱ - نامهٔ پوزش رستم به گشتاسپ، بازگشت بهمن از زابل و نامیدن او به اردشیر
پشوتن بگفت آنچ درخواستی
دل من به خوبی بیاراستی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۸ - وصیت گشتاسپ نزد جاماسپ، سپردن تخت به بهمن و مرگ و دخمهٔ شاه
همه راستی کن که از راستی
بپیچد سر از کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود » بخش ۴ - پند پشوتن به بهمن، پشیمانی از کین، رهایی زال و بازگشت سپاه به ایران
اگر کینه بودت به دل خواستی
پدید آمد از کاستی راستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی داراب دوازده سال بود » بخش ۱ - نشستن داراب بر تخت داد، گشودن آب دریا، بنیاد دارابگرد و ایمن کردن گیتی
نجوید جز از خوبی و راستی
نیارد بداد اندرون کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی داراب دوازده سال بود » بخش ۴ - ناخوشی بوی ناهید، بازگرداندنش به فیلقوس، زادن اسکندر و مرگ داراب
به شبگیر فرزند را خواستی
همان مادیان را بیاراستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۲ - آزمون رمزی سکندر و فیلسوف، زدودن زنگار دل و نپذیرفتن زر و گهر
خرد باید و دانش و راستی
که کژی بکوبد در کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۳ - دیدار اسکندر در کسوت بیقطون با قیدافه و شناخته شدن او با حریر نگاشته
نبینی به جز خوبی و راستی
چو پیچی سر از کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۴ - پند قیدافه به اسکندر، نام بیطقون و سوگند او به نیکی با خاندانش
نسازم جز از خوبی و راستی
نه اندیشم از کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۴ - رسیدن سکندر به کوه رخشنده، گفتوگوی قیصر با مرغ سخنگو و فرمان رفتن تنها به تیغ کوه
بپرسید دانایی و راستی
فزونست اگر کمی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۵ - دیدار سکندر با اسرافیل بر کوه، رفتن به تاریکی و پشیمانی از گوهرهای وانهاده
بجستند هرکس بر و آستی
پدیدار شد کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۶ - شب دیدار گلنار و اردشیر، مرگ بابک و پیشگویی اخترشناسان
بدان ماه گفت از کجا خاستی
که پرغم دلم را بیاراستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۹ - خردمندی اردشیر: نهادن آیین سپاه و دیوان، گستردن داد و آبادانی کشور
هنرمند را خلعت آراستی
ز گنج آنچ پرمایهتر خواستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۱ - اندرز اردشیر به برنا و پیر: خداپرستی، خرد، میانه روی، فرهنگ فرزند و داد شاهی
سه دیگر که پیدا کنی راستی
بدور افگنی کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴ - بیماری و مرگ اردشیر، اندرز به شاپور در پیوند دین و شهریاری
مجوی از دل عامیان راستی
که از جستوجو آیدت کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴ - بیماری و مرگ اردشیر، اندرز به شاپور در پیوند دین و شهریاری
وگر آشتی جوید و راستی
نبینی به دلش اندرون کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد » بخش ۲ - اندرز واپسین بهرام بهرامیان به پسر، مرگ شاه، سوگ چهلروزه و نهادن دیهیم کوتاه بهرام
همه بردباری کن و راستی
جدا کن ز دل کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام نوزده سال بود » پادشاهی بهرام نوزده سال بود
فزایندهٔ دانش و راستی
گزایندهٔ کژی و کاستی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام نوزده سال بود » پادشاهی بهرام نوزده سال بود
همه ایمنی باید و راستی
نباید به داد اندرون کاستی
