گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹۱

 

خم زلفت که مشک چین آمد
با گل و لاله همنشین آمد
لب لعل تو کان پر از گهر است
خاتم حسن را نگین آمد
کوه را سایه دار نتوان کرد
جز دو زلفت که بر سرین آمد
گرچه گل ناز می کند بر شاخ
نه چو روی تو نازنین آمد
ای که پیکان تیز غمزه تو
تشنه خون حور عین آمد
صورت این کن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی