گنجور

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۴۲

 

دل منه بر جهان که دور بقامی‌رود همچو سیل سر در زیر
پیر دیگر جوان نخواهد شدپیریش نیز هم نماند دیر


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۳

 

وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیرخوشتر آید به گوشم از تکبیر
زاری زیر و این مدار شگفتگر ز دشت اندر آورد نخجیر
تن او تیر نه، زمان به زمانبه دل اندر همی‌گذارد تیر
گاه گریان و گه بنالد زاربامدادان و روز تا شبگیر
آن زبان‌آور و زبانش نهخبر عاشقان کند تفسیر
گاه دیوانه را کند هشیارگه به هشیار برنهد زنجیر


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳

 

ای زده تکیه بر بلند سریربر سرت خز و زیر پای حریر
شاعر اندر مدیح گفته تو راکه «امیرا هزار سال ممیر»
ملک را استوار کرده‌ستیبه وزیری دبیر و با تدبیر
خلل از ملک چون شود زایلجز به رای وزیر و تیغ امیر؟
پادشا را دبیر چیست؟ زبانکه سخن‌هاش را کند تحریر
نیست بر عقل میر هیچ دلیلراهبرتر ز نامه‌های […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۰۱ - در مذمت کیمیاگری و صنعت اکسیر

 

علم دین کیمیاست خاقانیکیمیائی سزای گنج ضمیر
مس زنگار خورده داری نفساز چنین کیمیات نیست گزیر
جز از این هرچه کیمیا گویندآن سخن مشنو و مکن تصویر
عمل اژدهات پیش آرندکاب هست اژدهای حلقه پذیر
اژدها سر به دم رساند و بازسر دم اژدها خورد بر خیر
مپذیر این هوس که نپذیرندبهرج قلب ناقدان بصیر
به چنین جهل علم دین بشناسکه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر شمس‌الدین اغلبک

 

ای بهمت ورای چرخ اثیرچرخ در جنت همت تو قصیر
ای بقدر و شرف عدیم شبیهوی به جود و سخا عدیم نظیر
پیش وهم تو کند سیر شهابپیش دست تو زفت ابر مطیر
نه به فر تو در کمان برجیسنه به طبع تو در دو پیکر تیر
قلمت راز چرخ را تاویلسخنت علم غیب را تفسیر
برق با برق فکرت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۷۹

 

ای که گویی فقیر مسکین مرد
اعتباری ز مرگ خود می‌ گیر
به یقینم که جان نخواهد برد
پادشاه و وزیر و میر و گزیر


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۶ - نیز در مدح مدیحه گوید

 

ای بتو چشم مکرمات قریر
قدر تو بر فلک نهاده سریر
آفتاب جلالتی و ترا
نیست مانند آفتاب نظیر
چاکر طبع تست بحر محیط
بندهٔ دست ترا ابر مطیر
چرخ را بر ارادت تو مدار
ماه را بر اشارت تو مسیر
باطل از لفظ تست در و گهر
کاسد از خلق تست مشک و عبیر
فکر ثاقب تو در گیتی
بکم و بیش عالمیست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۷ - نیز در مدیحه گوید

 

ای بتو چشم مکرمات قریر
قدر تو بر فلک نهاده سریر
آفتاب جلالی و ترا
نیست مانند آفتاب نظیر
چاکر طبع تست بحر محیط
بندهٔ دست تست ابر مطیر
چرخ را بر ارادت تو مدار
ماه را بر اشارت تو مسیر
گشته بخل از سخاوت تو نفور
کرده ظلم از سیاست تو نفیر
باطل از لفظ تست در و گهر
کاسد از خلق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۱۱ - قصیدۀ مخذوف الالف در مدح علاء الدوله اتسز

 

خسرو ملک بخش کشور گیر
که ز خلقش بعدل نیست نظیر
خسرو شرق ، کز سر تیغش
هست دشمن همیشه جفت نفیر
قصر مجد و شرف بدوست رفیع
چشم فضل و هنر بدوست قریر
خدمتش عهده وضیع و شریف
حضرتش کعبهٔ صغیر و کبیر
نه چو قدرش علو شمس و قمر
نه چو خلقش نصیب مشک و عبیر
همتش هست همچو چرخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۱۲ - وله ایضا

 

ای نکرده بعهد خویش از بخل
شکم یک گرسنه از نان سیر
زین تغابن که نان همی خاید
بینمت سال و مه ز دندان سیر
هر گرسنه که از تو نان طلبد
میرد از نان گرسنه وز جان سیر
افگنی خون چو پسته در دل آنک
دهن او کنی زبریان سیر
در کشد سفره ات از و دامن
روی نانت ندیده مهمان سیر
بس که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۱۳ - وله ایضا

 

تا توانی به صید دلها کوش
زانکه دلها ترا کنند دلیر
مرد دلدار نیست جز دلجوی
زانکه دلجوئیست عادت شیر
هر که با او بود دل مردم
در همه کار پر دل آید و چیر
روی دلها بتست اقبالست
چون بگشت از تو آن بود ادبیر


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل