گنجور

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » باد بروت

 

عالمی طعنه زد به نادانیکه بهر موی من دو صد هنر است
چون توئی را به نیم جو نخرندمرد نادان ز چارپا بتر است
نه تن این، بر دل تو بار بلاستنه سر این، بر تن تو درد سر است
بر شاخ هنر چگونه خوریتو که کارت همیشه خواب و خور است
نشود هیچگاه پیرو جهلهر که در راه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در فقر و گوشه نشینی و گله از سفر

 

قلم بخت من شکسته سر استموی در سر ز طالع هنر است
بخت نیک، آرزو رسان دل استکه قلم نقش بند هر صور است
نقش امید چون تواند بستقلمی کز دلم شکسته‌تر است
دیده دارد سپید بخت سیاهاین سپید آفت سیاه سر است
بخت را در گلیم بایستیاین سپیدی برص که در بصر است
چشم زاغ است بر سیاهی بالگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - در مدح عموی خود کافی الدین شروانی

 

طبع کافی که عسکر هنر استچون نی عسکری همه شکر است
قطرهٔ کوثر و قمطرهٔ هنداز شکرهای لفظ او اثر است
نه کلکش به نیشکر ماندکز پی تب بریدن بشر است
گل شکر را ز رشک نیشکرشزهر در حلق و خار در جگر است
نی مصریش قند می‌زایدتا سمرقند قند او سمر است
در شکرریز نوعروس سخننی مصریش خاطب هنر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۰

 

زین اشارت که کرد خاقانیسر فراز است بلکه تاجور است
پشت خم راست دل به خدمت توهمچو نون والقلم همه کمر است
بختم از سرنگونی قلمشچون سخن‌های او بلند سر است
سیم و شکر فرستم و خجلمکه چرا دسترس همین قدر است
شعر گفتم به قدر سیم و شکرمختصر عذرخواه مختصر است
شکر و سیم پیش همت اواز من و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۱ - در ذم بی‌هنران

 

گر نشستی ورای خاقانینه ورا عیب و نه تو را هنر است
زحل نحس تیره روی نگرکز بر مشتری ورا مقر است


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۷

 

شاخ گل از نسیم جلوه گر استوقت گل بانگ بلبل سحر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۸

 

نظری کن کزان دو چشم سیاهدیده در انتظار یک نظر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۱

 

شاخ گل از نسیم جلوه گر است
وقت گلبانگ بلبل سحر است
خار پهلوی گل نشاند، زآنک
خون بسته ز بهر نیشتر است
باغ در رقص و جنبش است، زآنک
بانگ بلبل به گوشهای در است
چون که پیوند توست گل، ای خار
نیش در حق او نه از هنر است
آخر، ای گل، نگر ز چندین سیم
که ترا یک دو سه قراضه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳

 

شب گذشته ست و اول سحر است
بانگ بلبل به می نویدگر است
وقت او خوش که در چنین وقتی
باده بر دست و نازنین به بر است
کشتی باده نه به کف، باری
عمر ازینسان رود چو بر گذر است
چند گویی که مست و بی خبری
هر که او مست نیست بی خبر است
صرفه خشک زاهدان را باد
هر چه ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۹

 

رخ تو نور دیده قمر است
لب تو سرخ رویی شکر است
با تو، ای یکسر آمده به دلم
که کند شرکتی، گدا و سر است
کار دیگر مکن، مکن شوخی
زانکه، ای شوخ کار تو دگر است
گر ز پای خودم دهی خاکی
خاک پای تو سرمه بصر است
زار زار از غم تو می میرم
چون نه زور است بنده را نه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۲

 

دامن گل ز ابر پر گهر است
باغ را زیب و زینت دگر است
غنچه بر باد داد دل، چو گشاد
چشم بر گل که مو به روی فر است
به یکی جام کش رسید از دور
نرگس افتاده مست و بی خبر است
همه از سرو می برد بلبل
نیک یکبارگی بلند پر است
هر چه تسخیر کیف یحیی الارض
خواند بلبل به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴

 

وحشت مدعا جنون ثمر است

ناله بال‌فشانده ی اثر است

سوختن نشئهٔ طراوت ماست

شمع از داغ خویش گل به سر است

شب عشرت غنیمت غفلت

مژه‌ گر باز می‌کنی سحر است

سنگ در دامن امید مبند

فرصت آیینه‌داری شرر است

ساز نومیدی اختیاری نیست

خامشی نالهٔ شکست پر است

نتوان خجلت مراد کشید

ای خوش آن ئاله‌ای ‌که بی‌اثر ا‌ست

اشک گر دام مدعا طلبیست

چشم ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۷

 

رویت از حسن در جهان سمر است
عقد زلفت نشیمن قمر است
زان رخ تازه ولب شیرین
همه آفاق پر گل وشکر است
تا دلم زان گل و شکر بچشید
هر زمان از قضا ضعیف تر است
تنگ روزی دلا که روزی او
به دهان تو و لب تو در است
عمر در عشق تو به سر بردم
دل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹

 

آن رخ از مه خجسته فال تراست
لب ز کوثر بی زلال تر است
زان سر زلف چون پر طاوس
مرغ جانم شکسته بال نر است
ازو کی رسد به دانه خال
که ز موری ضعیف حال تر است
سر سودائیان به خاک رهش
از سر زلف پایمال تر است
صبر در دل مرا و رحم او را
هر دو از یکدیگر محال تر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی