گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۲۷ - در نصیحت نفس خود

 

انوری شعر و حرص دانی چیستاین یکی طفل و آن دگر دایه
پایهٔ حرص کدیه و طمعندتا نگردی به گرد آن پایه
تاج داری خروس وار از علمچه کنی همچو ماکیان خایه
گردن و گوش نفس مردم راهمت آمد بهینه پیرایه
عمر تو گوهری گران‌مایه استتو یکی شاعر گران‌سایه
بیش بر یاد ژاژ شعر مدهای گران‌سایه آن گران‌مایه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کند

 

ای جهان را دفین به دست تو درچون معادن هزار سرمایه
دولتت را دوام همخانهمدتت را زمانه همسایه
گردن و گوش آفرینش رارسمهای تو گشته پیرایه
جود را پروریده همت توراست چونان که طفل را دایه
ملکی در محاسن و اخلاقزان نداری محاسن و خایه
آفتابی و در مراتب جاهآفتابت فروترین پایه
چیست کز تابش تو در نورندهمه آفاق و بنده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری