گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴

 

دولت عاشقان هوای تو استراحت طالبان بلای تو است
کیمیای سعادت دو جهانگرد خاک در سرای تو است
ناف آهو شود دهان کسیکه درو وصف کبریای تو است
سرمهٔ دیده‌ها بود خاکیکه گذرگاه آشنای تو است
ملک عالم به هیچ نشماردآنکه در کوی تو گدای تو است
به سحر ناز عاشقان با تواز سر لطف دلگشای تو است
آنچه از ملک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار