گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۱۳ - وله ایضا

 

دیدۀ عقل راه دان بگشای
به ثنای خدا دهان بگشای
نفسی از سر حضور بزن
نافۀ مشک رایگان بگشای
چه گشاید ز ذکر هر چه جزوست؟
ذکر او کن زبان بدان بگشای
سفر راه قدس خواهی کرد
بند قالب ز پای جان بگشای
دست و پایی بزن درین دریا
از خود این لنگر گران بگشای
حورعین آشکاره می خواهی
ساعتی دیدة نهان بگشای
بدر اوّل بصدق پیرهنی
پس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل